ميرزا حسين خان مبصر السلطنه
46
مراسلات طهران ( فارسى )
دو عيب داشت ، يكى اين كه در شارع به هر حيوانى مىرسيد بىاختيار به آن حمله مىنمود و فضاحت بار مىآورد ، ديگر اين كه سمهاى او شقاق غريبى داشت كه تا آنجايى كه موى رسته بود ، شكاف پيدا كرده بود . روز دوم با هزار گفتوگو و رنجش ارباب ، پس صاحبش دادم و تا امروز پول قيمت آن را رد نكرده است . قرار داده بود يك ماهه پول آن را بدهد . امروز شش هفت روز است آدم سر آن گذاردهام و هنوز وصول نيافته است . بارى خيلى ممنون شدم از قبول زحمت سركار . تا اليوم خير الحاج حاجى محمّد رضا به تهران وارد نشده است كه ببينم چهطور الاغى مصحوب ايشان فرستادهايد . همينقدر يقين دارم كه در سليقهء سركار شكّ و شبهه نيست و الاغ مزبور خيلى ممتاز و از هر جهت مطبوع خواهد بود . سركار عظمتمدار ، مقرّب الخاقان ميرزا زين العابدين خان حاضر الوقت سلام و به تحيّات مشتاقانه ذاكرند و به اذكار بديهه و بيان صفات حميدهء سركار مشغول . خدمت والدهء محترمه عرض سلام ابلاغ فرماييد . اهل خانه به اهل خانه فردافردا سلام مشتاقانه مىرسانند . مخصوص والدهء بندهزاده حسين و نوراء . و هروقت تعليقهء سركار مىرسد ، خوشحالى مىنمايد ، از اين كه شايد مراسلهاى از محترمه والدهء نورچشم عزيزم ميرزا حسن خان در جوف باشد ، لكن پس از افتتاح ، از [ آن ] مأيوس مىشود . نورچشم مشار اليه را ديده بوس فرماييد . فرصت نكردم به عالىجاه نورچشم عزيزم ميرزا عبد اللّه چيزى بنويسم . در اين وقت از او معذرت مىخواهم . مدّتى است خبر ندارم كه بر وفق ارادهء سركار معمول مىدارد يا خير . عالىشأن مشهدى حاجى آقا را دعا برسانيد . حكم جناب مستطاب اجلّ اكرم امين السّلطان مبنى بر شمول مرحمت و اعطاى خلعت به سركار عالى صادر و ان شاء اللّه هفتهء ديگر با لبّاده ارسال خواهد شد . زياده [ از ] حدّ تصديع داده شد . فى 4 ربيع الثّانى 1304 .